فقط بخاطر تو

با من از عشق بگو

آرامشم تویی
نویسنده : پیمان - ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥
 

در تلاطم سهمگین افکار بیهوده غوطه ورم

چنگ بر تکه چوب شناور آرامشت 

رها در مسیر این افکار پوچ....

و چه قدرتمندانه مرا با خود میبرد!!

سردیِ آب و تاریکی هوا و کرختی انگشتانم از سرما

هیچکدام باعث نمیشود دست از آرامشی که با تو دارم بردارم

و هیچکدام باعث نمیشود خود را در مسیر امواج بی رحم زمانه رها کُنم...

و چه لذتی دارد باتو چای بنوشم


 
 
 
نویسنده : پیمان - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٥
 

 

باور کن دستانم را
چشمانم را
دستها و چشمهایم تنها حقایقی هستند که برایت به یادگار میگذارم
سردی نگاهم را به گرمی دستانم ببخش
که شرم دارد از حرارت نگاهت و سردی دستانت


 
 
هوای تازه
نویسنده : پیمان - ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٥
 

یه هوایِ ابری....

یه دشت سرسبز .......

یه جاده وسط یه عالمه درخت...

که میبردت تا وسطِ یه جنگل انبوهِ مه گرفته

نمناکی و خنکیِ هوا رو رو صورتت حس میکنی

قطراتِ شبنم که با نسیمِ خنکی به صورتت میخوره

دوست داری فقط نفس عمیق بکشی

که با هر نفس،ریه هاتو پُر میکنی از عطرِدرختهای نَم کشیده

چشماتو دیگه میبندی....

یه ذره سردت میشه،دستهاتو میکنی تو جیبِ پالتوت

باچشمانی بسته ،سرت رو بالا میگیری و فقط نفس میکشی 

عطر علفها و خاکِ خیس خورده

خُنکیِ قطرات مه روی صورتت

وزشِ نسیم که موهاتو نوازش میکنه...

کاش زمان همینجا می ایستاد


 
 
عشقم این روزا
نویسنده : پیمان - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ بهمن ۱۳٩٥
 

دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو شکستگی داشت
حال منه عاشق به کی به جز تو بستگی داشت
تهش واسه من و تو چی داشت
یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود
کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود
شروع تو انتهای من بود
عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده
یکی دوباره برات تب کرده
باور کن عشقم باور کن

که باورم نمیشه تنهایی
میبینمت هنوزم اینجایی
باور کن
دلتنگی یعنی تو دلشوره یعنی تو
تو بی من میمیری میمیرم
من بی تو
عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده
یکی دوباره برات تب کرده
باور کن عشقم باور کن
که باورم نمیشه تنهایی
میبینمت هنوزم اینجایی
 باور کن


 
 
مرد
نویسنده : پیمان - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ بهمن ۱۳٩٥
 

مرد ها احتمالا دل شان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین

کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل می کنند. 
کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب می کنیم... 
بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مرد ها از خوشبختی خیلی ساده است.

******************************

اما یک نکته واقعا مــَــردانه ...مردای محترم !بیایید کمی هم مرد باشیم!
زیر بارون اگر دختری رو سوار کردید
جای شماره به او امنیت بدهید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مورد نظرتان !
بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت می بیند
احساس امنیت کند ؛ نه احساس ترس
بیایید فارغ از جنسیت ...
کمی هم مــَــرد باشیم !
مردای غیور فقط محارم خودشونو ناموس نمی دونن... همه خانوما ناموس ما هستند وازآنها باید حمایت و مراقبت کرد و نگذاشت دست وچشم طمع هوسبازان شهوتران به آنها برسد... ارتباط خارج از چارچوب شرع ممنوع!


 
 
بی نام
نویسنده : پیمان - ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٥
 

سلام

 

خوشحالم داری این مطالب رو میخونی....نمیشناسمت شایدم آشنایی.

 

بحث حرف و دردودل باشه حرف زیاده

 

مشکل همشه بوده و هست

 

من قد خم نمیکنم...یه کم تنبلم...همین!

 

هدف مشخصه...مسیر مشخص....فقط باید بگم

 

نکن دل دل ای دل بزن دل به دریا!

 

فردا شروعی دوباره س


 
 
بی عنوان
نویسنده : پیمان - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ دی ۱۳٩٥
 

سلام

سردرگمی عجیبی روزگارمو پر کرده.نمیدونم راهی که میرم درسته یا غلط 

فقط میدونم این راه رو باید برم.

یه جورایی گیرکردم.میترسم از اینکه برگردم این مسیر رو ...میترسم اعتراف کنم اشتباه بوده انتخابم

 


 
 
مخاطب خاص
نویسنده : پیمان - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٥
 

سلام 

 

دست به قلم نمیرود وقتی  نیستی

 

وقتی تمام آینه ها ملامتم میکنند

 

وقتی سماورِخانه خانه به من نق میزند

 

چگونه بنویسم.....

 

وقتی تو نیستی؟


 
 
← صفحه بعد