خانه فیروزه ای

اینجا خانه ی فیروزه ای من است...خانه ای که در واقعیت نتوانستم بنا کنم ...اینجا خانه فیروزه ای من است...حالا که اومدی ..خوش اومدی :-)

در لابلای کو چه های تنهایی 

صدای کفشهای دلتنگی غریب میپیچد

گویی در سرایی خالی قدم میزنم

پژواک صدای غریب اما آشنا آزارم میدهد

دوست دارم در این کوچه ها کمی قدم بزنم 

و نم نم بارانی که اندکی خیسم کند

عاشق بارانم

اونم اگه نم نم بیاد

دوست دارم زیر بارون وایسم

سرمو بالا بگیرم 

تا قطرات بارون صورتم رو خیس کنه

بارون رو دوست دارم هنوز

چون تورو یادم میاره

حس میکنم پیش منی وقتی که بارون میباره

عاشق این شعر وترانه امقلب

امشب هم باز نمیدونم چی نوشتم

گاهی فقط مینویسم

بی سر و ته...

شما ببخشید

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٩ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

Design By : nightSelect.com