فقط بخاطر تو

با من از عشق بگو

همیشه انتخاب موضوع واسه نوشتن سخت ترین کار بوده واسم

شاید قلم وکاغذ بردارم بنویسم اما ساعتها میگذره بدون اینکه کلمهای نوشته باشم

 

دیگه خسته شدم.......

از این اوضاع نابسامانم....

ازاین آشفتگی 

ازاین دلشوره های پی در پی

دلم پرشده از حرفهای نگفته ای که نمیشه گفت

بغضهایی فروخورده راه گلوم رو میبنده 

بغضهایی که نه رهام میکنند نه آزاد میشن ومیشکنند

کاش میشد چراغها رو خاموش کرد

واسه چند دقیقه هیچکس نبینه داری گریه میکنی

کاش میشد چراغها رو خاموش کرد تاندیدچیزهایی رو که آزارت میده

کاش میشد احساسی نبود

که بخوای دلواپس کسی باشی واون بی تفاوت فقط احساس تو به سخره بگیره

چرا میخوای همش دعوا کنی؟

چرا همش میخوای منو برنجونی؟

دارم کم میارم 

توروخدا دیگه دعوا نکن...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٠ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |