فقط بخاطر تو

با من از عشق بگو

به نام خدا

آقاجان سلام

از احوال ما نپرس که خود با خبری چه بر سر عشق وعاشقی آمده است

دیگر پروانه گرد شمع نمی چرخد !دیروز احساس را تشییع کردند وچقدر با شکوه !!

همه زیرتابوت احساس را گرفته بودندوبرایش گریه میکردند

این روزها بسیارن مسیحا نفسهایی که بر سلیب میشوند وحلاج هایی که بر دار ........

آقاجان!
بیا تا منکرانت را شرمسار کنی همه میگن که تو نیستی اما من تور احساس میکنم...

چه کنم شرمسارم که بگویم دوست دارم دررکاب شما باشم 

حداقل میتوان آرزو کنم از دشمنانتان نباشم اگر در صف یاران تان نیستم

بازم جمعه شدونیامدی!!

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

دوستدار شما

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٤ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ توسط پیمان نظرات () |