فقط بخاطر تو

با من از عشق بگو

متأسفانه امروزه خیلی شاهد این قضیه هستم که افراد در روابط  خودشون با دیگران دچار مشکل میشوند .مشکلاتی که شاید براثر یک سوءتفاهم های جزئی باشد وبسیار راحت قابل حل.

تنهامشکلی که باعث میشودروابط افراد درجامعه دچار این بحران شود،عدم شناخت است.

این شناخت منظورم شناخت دیگران نیست،بلکه شناخت از خود وآنچه که آدم از خودش در رابطه با دیگران انتظاردارد.،میباشد.

اینکه یک نفر در ابتدای آشنایی اش با دیگران بداند از این رابطه چه میخواهد خیلی در تداوم وپیشبرد یک ارتباط موثراست.هنگامی که شما نمیدانی در ارتباط با یک انسان دیگرچه هدفی داری وبدون هدف با شخصی ارتباط برقرار میکنی،این رابطه محکوم به شکست است ودر نهایت امر منجر به جدایی ودلخوری میگردد.

حتی آندسته از ارتباطهاکه هدف دارند ،اما اهدافی پراکنده وغیرمرتبط ه جزو همین ارتباطات هستند که پایانی جز جدایی وپشیمانی ودلخوری نخواهدداشت.چیزی که من به شخصه در زندگی تجربه کرده ام همین بوده که تکلیف یک ارتباط از همان اول باید روشن ومشخص باشد وهم شخص ارتباط گیرنده وهم شمایی که داری باهاش ارتباط برقرار میکنی ،هردو،باید بدانید از این ارتباط چه چیز عایدتان خواهد شد.وته این ارتباط قراراست به کجابرسد؟

بهتراست قبل ازایجاد یک ارتباط دونفره که هردوسمت انسان هستند ،باتمایلات وخواسته هایی متفاوت،به نحوی ارتباط بین دو دنیای متفاوت است،تکلیف مشخص باشد.

حتی فردی که شما با او ارتباط برقرارمیکنیداگر نداند شما از ارتباط با او چه میخواهیدممکن است ارتباط را قطع کند.

خودشماهم ممکنه تابحال با چنین ارتباطهایی برخورد کرده باشید که شخصی خواهان ارتباط با شماست امانمیدانید برای چه؟وهمین ندانستن نوعی احساس ناامنی را به شما القا میکند که درصدد رفع آن برمیایید واگر موفق به دانستن نیت اصلی او نشوید ارتباط را با او ادامه نخواهیدداد.چ.ن سردرگمی طرف مقابل شمارا هم دچار سردگمی خواهدکرد.

پس اول تکلیف خودت رو باخودت روشن کن،بعد با دیگران ارتباط برقرارکن...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ توسط پیمان نظرات () |