فقط بخاطر تو

با من از عشق بگو

اندکی آرامتر ......

صدای پای نبودنت آزارم میدهد

اندکی ارامتر بگذر از من

بگذار این دم آخر سیر تماشایت کنم.....

آرامتر برو ، آرامتر

تا دم نبودنت راحت تر جان بسپارم

کمی آرامتر قدم بردار

آن چه به روی آن قدم میزنی شاید سنگ باشد اما دل من است

اندکی آرامتر..........

صدای گوشخراش رفتنت آزارم میدهد

حال که میخواهی بری.........برو

سد راهت نمیشوم...........بلکه خود، دلم را سنگ فرش راهت میکنم

برو............

برو اما بخاطر داشته باش 

قرارنبود اینجوری تمام بشه...خاطرت هست؟

برو عزیزترینم...شاید این دل که تو به دستم دادی

اشتباهی بود اندازه ی یک دانه برف 

که تحمل ننمود گرمی دستم را

ازمیان دستم ....قطره ای شد ، افتاد

من نمیتوان منصرفت کنم 

نمیتوان بگم نرو................

تصمیم خودراگرفته ای ...مثل همیشه لجباز....مثل همیشه یکدنده

باشه ، اینقدر براین همت شوم ، پای خود را نفشار

برو دیگر جانم

بیش از این سنگ دلم را به قدومت نشکن

آنچه تو دیرزمانی ست از آن میگذری

کوچه وباغ وخیابان نیست نیست

نام این راه وگذر

قلب واحساس من است....

حال که رفتی...........بگذر

جاده ی قلبم از امروز دگر بسته شده..........

جاده در دست تعمیر است....................

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ توسط پیمان نظرات () |