فقط بخاطر تو

با من از عشق بگو

نمیدونم چرا شرایط اونجور که میخوام نیست..

 

هیچی سرجای خودش قرار نمیگیره...

 

آرامشی که از زندگی ام توقع داشتم نصیبم نشد....

 

به جرأت میتوانم بگویم تلاش خودم را کرده ام شاید!شاید نهایت تلاشم نبوده اما به اندازه ای بوده است که به حصول نتیجه بیانجامد..اما نشد

کمی خسته ام

میخوام چند وقتی رها باشم از تمام قیود هایی که اسیرم کرده اند...

ذهنی آرام میخواهم این نهایت خوشبختی من است

زندگی آرام و دلپذیر

کنار تو ای بانوی من

که میدانم هستی

شاید این متن رو بخونی...شاید نخونی

اما میدونم هستی

احساست میکنم و به وجودت ایمان دارم 

خسته ام بانو...

خسته از این گشتن و نیافتنت

پس کی میخوای خودت رو بهم نشون بدی بانو...افسوس

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٧ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |