بدون واژه...

هربار که میام اینجا چیزی بنویسم 

اونقدر حرف نگفته و مگو دارم که مجال گفتن را از دست میدهم 

در هجوم کلمات و تردید میان انتخاب واژه ها گیر میکنم

 

و بدون اینکه چیزی بنویسم میروم

 

اما گاهی میشود بدون واژه سخن گفت 

گاهی یک نگاه خود یک کتاب حرف دارد 

اما هرنگاه رمزگذاری شده است 

نگاهی که بتواند آن را رمزگشایی کند میتواند این کتاب نانوشته را بخواند...

 

امشب کلی حرف دارم

 

بدون واژه....

/ 0 نظر / 5 بازدید