خانواده واستقلال کودک

میخوام از معضلی صحبت کنم که شاید گریبانگیر خودشما هم شده باشه یا یکی از نزدیکان ،دوستان یا آشنایان شما درگیر چنین معضل ومشکلی شده باشه.

متأسفانه بسیار داریم خانواده هایی رو که بچه هاشون رو از مقابله با خطرات منع میکنند واجازه ریسک کردن بهشون نمیدهند دائم به گوششون آیه ی یأس میخونند وبه نحوی تو دل بچه رو خالی میکنند .چراشو نمیدونم !!! مگه همین والدین فردای روز نمیخواهند بچه شون سری تو سرها بلند کنه و واسه خودش کسی بشه ؟مگه نمیخوتهند بتواند سرپرستی خانوادهای را به عهده بگیرد؟پس بهتره کمی به بچه ها فرصت خطر کردن داد واجازه دا با مخاطرات روبرو شوند اما نه بی مهابا!!!نه اینکه یکباره تمام بندهای حمایتی را از اطراف کودک پاره کنیم و او را به یکباره در میان دریای خطرات ومشکلات تنها بگذاریم که عاقبتی جز غرق شدن ونابودی در انتظارش نخواهد بود.چه خوب است که ما فرزندانمان را به فراخور سن آنها در معرض مشکلات ومسئولیتهای مختلف قرار دهیم ومسئولیت پذیری ومقاومت دربرابر مشکلات را از همان دوران کودکی به آنها آموزش دهیم تا بتوانیم توقع داشته باشیم در بزرگسالی توانایی انجام کارهای بزرگ ودشوار را داشته باشند.اگر مشکلات زندگی را همانند سنگی بزرگ فرض کنیم که دست والدین است ،سنگی که باید روزی بردوش فرزندشان بنهند،این سنگ باید به مروروبه آهستگی بر دوش فرزندان قرارداده شود تا پاهای آنها تاب وتوان کشیدن این بار سنگین را پیدا کند اگر این رهاسازی با ریتمی حساب شده انجام نگیرد یا فرزندما زیر این بار خورد میشود یا پاهایی سست تر از آنچه باید پیدا میکند.

پس به خوبی مشخص است که خانواده ها چه وظیفه ای سنگین بر دوش دارند ،آنها میتوانند فرزندانی قوی وآینده ساز را به جامعه تحویل دهند یا افرادی سست بنیاد وبی اراده.

/ 1 نظر / 6 بازدید
فرناز

دقیییییییییقا!!! بچه ها در درون خانواده بلند پروازی و ریسک رو یاد میگیرن. نود و نه درصد کسانی که در زندگی موفق هستند و دست به کارهای بزرگ و اثر ماندگار زدند آدمهایی بودن که در بچگی کارهای بزرگ رو براشون سخت و طاقت فرسا نساخته بودن. من خودم به عینه در اطرافم نمونه هایی از هر دو مورد رو دارم میبینم. بچه هایی با IQ و EQ بالا که در خانواده های محافظه کار مثل پرندۀ پربسته کنج قفس هستن...فقط در رویاهاشون آدم های موفق هستند ولی در واقعیت هیچ.